علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٥ - آخرين تغييرات تكميلى
در طول زمان، عنايت و توجه مسلمانان به قرآن بيشتر مىشد و مسلمانان تغييراتى در خط و رسم آن ايجاد مىكردند و در پايان قرن سوم بود كه رسمالخط قرآن به حد اعلاى زيبايى خود رسيد، مردم در نوشتن قرآن با خطوط زيبا و به كار بردن علايم و نشانهها بر يكديگر پيشى مىگرفتند. آنجا كه سر حرف «خ» را به عنوان علامت سكون حرف به كار بردند. اين عمل اشاره به آن داشت كه حرف ساكن، اخف از حرف متحرّك است. و برخى سر حرف «م» را براى علامت ساكن انتخاب كردند. براى حروف مشدّد، علامت سهدندانه و براى الفهاى وصل، سر حرف «ص» معين شد. همچنين صنعت خط و حاشيهنگارى رو به پيشرفت گذاشت و با ظرافت خاصى در مصحفها به كار برده شد[١].
گفته شده است كه تقسيم قرآن به قسمتهاى دهگانه و پنجگانه و حزب و جزء و تعيين علامت و نشانه براى آنها، بهموجب امر مأمون عباسى انجام گرفته است.
برخى گفتهاند كه حجاج به اين كار دست زد. احمد بن الحسين گفته است: «حجاج، قرّاء بصره را گرد آورده و گروهى از ميان آنان انتخاب كرد و از آنان خواست كه حروف قرآن را شمارش كنند. آنان در طىّ چهار ماه اين كار را به پايان رساندند و نشان دادند كه قرآن داراى ٧٧٤٣٩ كلمه و ٣٢٣٠١٥ و به قولى ٣٤٠٧٤٠ حرف است. نيمه قرآن با كلمه «وَ لْيَتَلَطَّفْ»[٢] در سوره كهف مشخّص شده است. تعداد آيات قرآن ٦٢٣٦ آيه مىباشد».
معروف است كه تقسيم قرآن به ١٢٠ حزب و سى جزء، براى تسهيل قرائت آن در مكتبخانهها و غيره بوده است[٣].
ولى ابو الحسن علىّ بن محمد سخاوى (متوفاى ٦٤٣) از دانشمندان بزرگ در ادب و فقه و قرائات كه در دمشق مىزيست، در كتاب جمال القراء» تقسيمبندى قرآن را به ٣٠ جزء و هر جزئى را به ١٢ قسمت، كه مجموعا ٣٦٠ قسمت باشد، به دانشمند نامى ابو عثمان عمرو بن عبيد (متوفاى ١٤٤) كه از شيوخ معتزله و مردى زاهد پيشه بود، نسبت مىدهد و مىگويد كه او با درخواست منصور (خليفه عباسى
[١] تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام؛ ص ٥٢، نقل از سلامة بن عياض، المصباح.
[٢] كهف ١٨: ١٩.
[٣] ر. ك: البرهان، ج ١، ص ٢٥٢- ٢٤٩.