علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٠ - پيدايش خط عربى
مىبردهاند. اين قبيل اشتغالات، آنان را از تفكر درباره صنايع و از جمله كتابت كه از صنايع مدنيّت و شهرنشينى است، بازمىداشت. جز برخى از آنان كه به منظور تجارت به شام و عراق سفر مىكردند، رفته رفته تحت تأثير مردم متمدن آن مناطق قرار گرفتند و متخلّق به اخلاق آنان شدند؛ و خط و كتابت را به عاريت از آنان گرفتند. ازاينرو با خط نبطى و يا سريانى آشنا شدند، و اين دو نوع خط تا پس از فتوحات اسلامى در عرب باقى و معروف بود.
از خط نبطى خط نسخ به وجود آمد كه امروز نيز شناختهشده و باقى است و از خط سريانى خط كوفى پيدا شد كه خط حيرى ناميده مىشد. يعنى به «حيره» كه شهرى قديمى و عربى در مجاورت كوفه است، منسوب بود، زيرا تغيير و تحوّل در خط سريانى در حيره رخ داد و پس از بناى كوفه و انتقال تمدن عرب به اين شهر، اسم آن به خط كوفى تغيير كرد. اين خط، زمانى طولانى ميان عرب معروف و متداول بود.
خط نبطى را كه به خط نسخ تبديل شد، عربها در اثناى سفر تجارت خود به شام، از «حوران» آموختند. اما خط حيرى و يا كوفى را از عراق گرفتند. عربها هر دو خط را نخست در نامهها و نوشتههاى عادى و سپس در نوشتههاى مهم، مانند قرآن و حديث به كار گرفتند.
يك دليل بر آن كه خط كوفى تحوّليافته خط سريانى است، آن كه عرب به جاى «كتاب» مىنوشتند «كتب» بدون الف؛ و نيز به جاى «رحمان» مىنوشتند «رحمن».
اين از ويژگىهاى خط سريانى است كه الف ممدود را در اثناى كلمات، نمىآورند.
موقع ظهور اسلام خط و كتابت ميان عرب حجاز رايج نبود. تنها معدودى كمتر از بيست نفر با خط و نوشتن آشنا بودند. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنان را براى كتابت وحى استخدام كرد و مسلمانان را به آموختن خط و كتابت تشويق نمود. و روز به روز، تعداد كسانى كه كتابت را مىآموختند، رو به فزونى نهاد.
دو خط نسخ و كوفى ميان مسلمانان باقى مانده و رواج يافت. مسلمانان نسبت به دگرگونى و تحسين و تزيين آن دو خط كوشيدند، تا آن كه ابن مقله، در آغاز قرن چهارم هجرى، در زيبايى خط نسخ كوشيد و خط نسخ را به حد اعلاى كمال خود