علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٥ - ديدگاهى غلوآميز
را براى همگان آسان كرده است، چارهاى جز تغيير رسمالخط گذشته به رسمالخط كنونى كه همه بدان آشنا هستند و قرآن را در دسترس عامه مردم قرار مىدهد، نيست. اين امر موجب تحقق بخشيدن به منظورى است كه قرآن براى آن نازل شده و آن هدايت و راهنمايى همگان براى هميشه است.
در اين زمينه، قاضى محمد بن الطيب ابو بكر باقلانى (متوفاى ٤٠٣) در كتاب «الانتصار» مىگويد: «خداوند شكل و نحوه خاصى از كتابت و نوشتن را بر مردم واجب نكرده است. براى نوشتن قرآن و نويسندگان مصاحف، رسمالخط خاصى معين نشده كه موظف باشند بر طبق آن قرآن را ثبت كنند و از غير آن بپرهيزند، زيرا وجوب اين موضوع منوط به وجود مدرك شرعى است و در نصوص كتاب به اين موضوع اشارهاى نشده است كه بايد كتابت، ثبت و ضبط قرآن به طريقهاى خاص و با خطى معين انجام گيرد و از آن تجاوز نشود. همچنين در سنت چنين مطلبى وجود ندارد و اجماع امت نيز اين امر را واجب نشمرده؛ و قياسات شرعى نيز بر چنين موضوعى دلالت ندارد. بلكه سنت، دالّ بر آن است كه قرآن را مىتوان به هر شكلى كه آسانتر باشد نوشت، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فقط به كتابت قرآن امر كرد و هيچ طريقه خاصّ و رسمالخط معينى را براى نوشتن آن معين نكرد و هيچكس را از كتابت آن نهى نفرمود. از همين رو خطوط مصحفها مختلف است و هر گروهى با روشى كه بين خود آنان مصطلح و متداول بوده است، قرآن را نوشتهاند. برخى بر طبق تلفظ كتابت مىنموده و برخى زياد و كم مىكردند، زيرا مىدانستند كه رسمالخط هرگونه باشد اصطلاحى بيش نيست و بر مردم پوشيده نمىباشد. ازاينرو مىتوان خط آن را با حروف كوفى و خط اوليه نوشت، لام را به صورت كاف و الفها را كج نگاشت؛ و مىتوان آن را به شكلى ديگر، حتى با خط و روش قديم و يا با خط جديد و يا روشى ميانه، كتابت كرد. اگر خطوط مصحفها و بسيارى از حروف آن با يكديگر تفاوت دارند و شكل و صورت آنها يكنواخت نيست؛ از اين جهت است كه مردم با آنها موافقند، و در اين منعى نمىبينند كه هركس و هر گروه بر طبق روشى كه بين خودشان متداول است، آن را كتابت كنند. هر روشى كه آسانتر و مشهورتر است، مورد قبول مردم قرار مىگيرد. اين هيچ اشكالى هم ندارد، براى اين كه طريقهاى