علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٣ - ديدگاهى غلوآميز
نگرفتهاند؟ اين سؤالى است كه بايد كسانى كه به امر عثمان مصحف را نوشتند، پاسخ گويند. اما آنان در خاك آرميدهاند و ازاينرو دانشمندان گفتهاند: رسمالخط مصحف، سرّى از اسرار است كه هيچكس از آن آگاه نيست ... گويد: گمان سهو و خطا و جهل به اصول كتابت درباره آنان به خود راه ندهيد كه اين خيال باطلى است.
ما اعتقاد قطعى داريم كه صحابه قواعد املا و كتابت را آنگونه كه بايد مىدانستهاند و ما بر اين گفته سه دليل استوار داريم:
اوّل: علامه آلوسى در تفسير خود، به نام روح المعانى مىگويد ظاهرا صحابه رسمالخط را به خوبى مىدانسته و به قواعد كتابت آگاه بودهاند. جز اين كه آنان در برخى از موارد، به عمد و از روى حكمت و فلسفهاى، بر خلاف اين قواعد چيزى نوشتهاند.
دوم: آنان با پادشاهان و اميران مكاتبه مىكردند و ناچار بايد كتابت را بخوبى دانسته باشند.
سوم: در عهد عثمان بيش از يك ربع قرن از اشتغال مردم جزيرة العرب به امر كتابت و نوشتن گذشته بود. آيا معقول است كه صحابه در اين مدت طولانى، كتابت را به درستى فرا نگرفته باشند؟»[١].
گفته علامه ابن خلدون كه «به خيالبافىهاى اين ناآگاهان توجه نكنيد» ما را از دادن پاسخ به اين قبيل بيهودهگويىها بىنياز مىكند. ابن خطيب در ردّ اينگونه گمانهاى بىپايه بيانى مفصل دارد كه خلاصهاى از آن را نقل مىكنيم:
گويد: جعبرى در ضمن سخن خود درباره ناهنجارىهاى مصحف مىگويد:
«بزرگترين فايده آن، اين است كه مانع اهل كتاب از قرائت مستقيم قرآن است.» ابن خطيب اضافه مىكند: «يكى از بزرگان قرّاء سخنى اين چنين بىاساس مىگويد و با چنين سخنى، طرفداران لزوم وجود اغلاط در قرآن را تأييد مىكنند. در حالى كه بطلان و بىپايگى اين سخن روشن است و در قرآن آيات بسيارى است كه طرف خطاب آن اهل كتابند و آنان را به سوى ايمان مىخواند. بنابراين چگونه آنان از تلاوت قرآن منع مىشوند؟!»
[١] محمد طاهر الكردى؛ تاريخ الخط العربي؛ ص ١٠٢- ١٠١.