داستانهاى سياست

داستانهاى سياست - آل احمد، جلال - الصفحة ١١٧

فراموش نمى‌كرد كه مطلب خود را، مستند به اين دليل تازه، مؤكّد هم بكند.

خدادادخان از بس مطالعه كرده است و از بس كتاب‌هاى گوناگون ديده است، اخيرا در «فنّ مطالعه» صاحب رأيى هم شده است. عقيده دارد كه هر كتابى، چه علمى و چه ادبى و چه فلسفى، مقدارى مطالب صفحه پركن دارد. و زبردستى مى‌خواهد تا انسان بتواند مطالب صفحه پركن را تشخيص بدهد و از آن صرف‌نظر كند. خودش در مورد مطالعه، اين كار را مى‌كند. و كتاب‌هايى را كه بيش‌تر مورد علاقه او است و بيش‌تر از «ايسم» ها و اشخاص تازه اسم مى‌برد و يك ربع و نيم ساعت صبح كافى براى مطالعه آن‌ها نيست، توى جيب مى‌گذارد، يا اگر بزرگ باشد، لاى روزنامه مى‌پيچد و موقع كار يا سر ميز ناهار، و يا در فاصله سخنرانى‌ها، با همان روش به مطالعه آن‌ها مى‌پردازد.

خدادادخان تنها اهل مطالعه نيست. اهل قلم نيز هست. گذشته از سرمقاله‌هاى روزنامه «ارگان»- كه بر روى مباحث محافل «فرهنگى و خانه فرهنگى» و مذاكرات مجالس «نيمه سياسى و نيمه دوستانه» ترتيب داده مى‌شود، و راستى برخى از روزها مثل توپ در محافل سياسى مى‌تركد- در هر شماره مجلّه ماهانه نيز مقالاتى درباره «فنّ انتقاد» يا «ردّ بر پراگماتيسم براى تأييد آن» يا «چند نكته درباره بها و يوريسم» دارد. گاهى هم به عنوان تفنّن داستانى مى‌نويسد و يا شعرى مى‌سرايد.

و حتّى به ياد جوانى و سال‌هاى قبل از زندان، ترجمه هم مى‌كند. و البتّه نويسندگان تازه‌كار، به اندازه كافى در اطراف روزنامه و مجلّه مى‌پلكند كه با كمال ميل آثار نيمه‌تمام خدادادخان را تمام كنند. يا يادداشت‌هايى را كه براى فلان سخنرانى برداشته بوده است، بدل به يك مقاله سنگين براى درج در مجلّه ماهانه بكنند. البتّه درست است كه خدادادخان هميشه يك مطلب را چند بار در سخنرانى‌ها، يكى دو بار در سرمقاله‌ها و بعد در «كلاس كادر» و دست آخر به صورت مقاله «تئوريك» مجلّه ماهانه درمى‌آورد، ... ولى فراموش نبايد كرد كه تذكّر و تكرار يك مطلب بايد به صور مختلف باشد تا اثر خود را ببخشد. به خصوص اگر مطلب درباره قطع رابطه با گذشته باشد. درباره خراب كردن پل‌ها باشد.

از اين‌ها گذشته، خدادادخان يك بار هم كتاب نوشته است. البتّه تا وقت نگذشته است متذكّر بشوم كه رأى خدادادخان درباره فنّ مطالعه، با كتاب خودش تطبيق نمى‌كند. استقبال عجيبى كه در محافل حزبى از آن كتاب به عمل آمد، نشان داد كه خدادادخان به هر صورت صاحب ذوق و استعدادى است كه اگر هم اداره كننده مطبوعات حزبى نبود، باز كتابش خواندنى بود. به اين طريق ملاحظه مى‌كنيد كه فعّاليّت «آكادميك» خدادادخان جامع الاطراف است. و او راستى حقّ دارد كه نتواند