داستانهاى سياست

داستانهاى سياست - آل احمد، جلال - الصفحة ١١٦

كميته، و از آن به اين كنفرانس و از آن‌جا به اين شوراى مشورتى ... و به اين صورت تا ساعت يازده، وقت خدادادخان به بحث و انتقاد و تصميم مى‌گذرد. و آن وقت تازه موقع محافل «فرهنگى و خانه فرهنگى» و مجالس «نيمه سياسى و نيمه دوستانه» است. اوقات روز خدادادخان، به اين طريق سپرى مى‌شود. براى روزهاى تعطيل، به اندازه كافى «ميتينگ» و بازرسى و مصاحبه و ملاقات‌هاى بسيار خصوصى با محافل «بسيار بالاتر» هست. و به هر صورت او هرگز فرصت اين را نمى‌يابد كه به خودش برسد، يا مطالعه‌اى بكند، يا چيزى بنويسد.

ارباب مطبوعات و نويسندگان، حتّى به عنوان مبادله يا براى تقريظ هم كه شده، براى او كه مدير روزنامه‌ها و مجلّات حزبى است، هميشه به اندازه كافى، آثار تازه خود را مى‌فرستند. و خود او هم گاه از محافل «فرهنگى و خانه فرهنگى» كتاب‌هايى مى‌آورد. ولى مگر فرصت خواندن اين همه كتاب و مجلّه و هفته‌نامه را مى‌كند؟ از تمام بيست و چهار ساعت شبانه روز، خدادادخان فقط هشت ساعتش را در خانه است. و از اين مدّت، شش ساعتش را هم حدّاقلّ بايد بخوابد. و در دو ساعتى كه صبح‌ها خانه است، ديديم كه چه قدر كار دارد. ولى با وجود همه اين‌ها، خدادادخان خيلى دلش مى‌خواهد قبل از اين كه از خانه بيرون بيآيد، يك ربع ساعتى هم مطالعه كند. ولى اغلب اوقات، تنها كارى كه مى‌تواند بكند اين است كه از هر كتاب و مجلّه‌اى، چه خارجى و چه فارسى، اسم و خصوصيّات و فهرست مطالب آن را به خاطر بسپارد. و اگر وقت بيش‌ترى داشته باشد، مقدّمه آن را هم بخواند. و زير چند جمله‌اش را خطّ بكشد. و بعد كتاب يا مجلّه را، گر چه مهر «خانه فرهنگى» هم روى آن خورده باشد، در يك قفسه كتاب‌خانه‌اش- كه همه از اين نوع كتاب‌ها و مجلّه‌ها است- بگذارد. خوش‌بختى در اين‌جا است كه خدادادخان حافظه‌اى قوى دارد. و همين نگاه‌هاى سرسرى، او را با فعّاليّت‌هاى «آكادميك» اروپا و آسيا، و به خصوص با ترقّيات علمى و فرهنگى و ادبى ممالك نيمه اروپايى و نيمه آسيايى، آشنا مى‌كند.

البتّه اين را هم فراموش نمى‌كند كه در هر محفل و مجلسى، و در هر كنفرانسى، از تازه‌هاى عالم هنر و ادبيّات و حتّى علوم، چيزى بر زبان براند. و اسم چند كتاب و نويسنده خارجى را ذكر بكند. مثلا در روزهايى كه ميان اروپايى‌ها و نيمه اروپايى‌ها بر سر مسأله «ژنتيك» بحث درگرفته بود، خدادادخان هميشه از آخرين نقطه نظرهاى نيمه اروپايى‌ها اطّلاع داشت. و مى‌دانست چه‌گونه آراء اروپايى‌ها را در آن باره به دم انتقاد بگيرد. و به خصوص چون رأى نيمه اروپايى‌ها درباره «ژنتيسم» دلايل تازه‌اى براى طرد گذشته و قطع رابطه با آن به دست خدادادخان مى‌داد، در كنفرانس‌هاى كوتاه كوتاهى كه موقع كار يا سر ميز ناهار براى مخاطب‌هاى خود ايراد مى‌كرد،