داستانهاى سياست

داستانهاى سياست - آل احمد، جلال - الصفحة ١١٥

نيمه اروپايى كرده است، به نظر او مى‌رساند. و خلاصه هر كس با او كارى دارد. از در اتاق كارش كه وارد مى‌شود، تا دو ساعت بعد از ظهر، نزديك به صد نفر را راه مى‌اندازد. و اين گر چه خسته كننده‌ترين كارها است و داد خدادادخان هميشه از اين «روتين» كشنده به آسمان است، امّا تنها تسلّاى خاطر او نيز در همين‌ها است.

برخوردى كه در اين دو ساعت با حزبى‌ها و غير حزبى‌ها دارد، شكايات آن‌ها را كه مى‌رسد، دردهايشان را كه دوا مى‌كند، ناراحتى‌هاشان را كه برطرف مى‌كند، حرف‌هايى را كه برايشان مى‌زند و اصولى را كه در همان مراجعه‌هاى كوتاه يك ربع ساعته براى هر يك از آن‌ها مى‌گويد، ... همه اين‌ها نه تنها مراجعه كنندگان را با دلى اميدوار از در اتاق بيرون مى‌فرستد، ... حتّى به خود او نيز قوّت قلب مى‌دهد.

خدادادخان سر ميز ناهار- به خصوص روزهايى كه با زنش ناهار مى‌خورد و حرفى ندارد تا بزند- بيش‌تر درباره اين برخوردها و اثر گرم كننده‌اى كه دارند، مى‌انديشد.

حتّى اخيرا اين طور حسّ كرده است كه از آن چه به مردم مى‌گويد، بيش‌تر خودش دل‌گرم مى‌شود. حسّ كرده است كه به اين طريق مطالبى را كه به خودش تلقين مى‌كند.

كم‌كم پى برده است كه مهمّ، فهميدن يا نفهميدن طرف نيست. طرف مى‌خواهد بفهمد، مى‌خواهد نفهمد، مهمّ اين است كه گوينده مطالب را براى خودش مى‌گويد.

به خودش چيزى را تلقين مى‌كند يا دست‌كم براى موقع سخنرانى تمرينى مى‌كند. و از اين نظر هم كه شده، خدادادخان در هر صحبت كوتاهى، و با هر مراجعه كننده حزبى و يا غير حزبى، فراموش نمى‌كند كه مطالبى درباره گذشته و مطرود بودن آن و لزوم قطع رابطه با آن و نيز درباره آينده و الزام هم‌آواز شدن با آن بگويد.

دوى بعد از ظهر، كار روزانه كه تمام شد، با اين دوست نماينده‌اش، يا با رفقاى كميته و هفته‌اى دو روز هم با زنش در «هتل پالاس» ناهار مى‌خورد. البتّه در اوايل از رفتن به هتل پالاس ناراحت بود و حسّ مى‌كرد كه «محيط زندگى بورژواها»، آبى نيست كه او بتواند در آن شنا كند. امّا بعد كه فايده هر تكّه از سرويس غذاخورى روى ميز را درك كرد- و به خصوص پس از آن كه با به كار بردن كارد و چنگال‌هاى جور واجور آن‌جا آشنا شد- حسّ كرد كه نه، زياد هم ناراحت كننده نيست. و از آن وقت تاكنون به اين مطلب مى‌انديشد كه «با سلاح بورژوازى بايد به جنگ بورژواها رفت» و اين بورژواهايى كه خدادادخان به جنگ آن‌ها رفته است- به خصوص در روزهايى كه با دوست تازه نماينده شده‌اش غذا مى‌خورد- سر ميز آن‌ها هستند و او را هم در شور و بحث امور سياسى و غير سياسى خود شركت مى‌دهند.

معمولا ساعت چهار بعد از ظهر، خدادادخان از هتل بيرون مى‌آيد. و در اين ساعت، كار حوزه‌ها و كنفرانس‌ها و كميته‌ها تازه شروع مى‌شود. از اين جلسه به آن‌