چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٧٥
سه. نژاد و مليتگرايى
نژادپرستى و مليتگرايى يكى از عوامل منفى راه يافته در آيين زرتشت به ويژه از دوره ساسانى است. اين مسأله به آيين ياد شده ويژگىهاى تاريخى و احكام خاصى بخشيده است از جمله:
٣- ١. اگرچه احتمالًا دعوت زرتشت فراگير بوده ولى براساس شواهد تاريخى پيروان آن همه آريايى بوده و از نژادهاى ديگر چندان كسى به اين آيين در نيامده است.[١]
٣- ٢. مليتگرايى و ناسيوناليسم در «فرّ ايزدى» به خوبى آشكار است.
فريا خوارنه فروغى است ايزدى، به دل هر كه بتابد برترى يابد، پادشاه شود، پيروز گردد يا در كمالات نفسانى و روحانى آراسته شود و پيامبر گردد.
دو نوع فر در اوستا آمده:
oneray enayariA
(يئريانم خوارنه) وonerax meneavaK (فركيانى).
كه دومى تا ظهور رسوشيانت هميشه با ايرانيان خواهد بود.[٢]
٣- ٣. نژادگرايى و نظام طبقاتى سبب تجويز و گسترش ازدواج با محارم شده است. «كرتير» از بنيانگذاران زرتشتى ساسانى نوشته است: «بسيار ازدواجها ميان محرمان برقرار نمودم».[٣] اين مسأله همواره موجب خردهگيرى بر آيين زرتشت گرديده است.
[١] - زرتشت و آموزشهاى او، ص ٧
[٢] - بنگريد:
الف. مرضيه شنكايى، بررسى تطبيقى اسماى الهى، ص ٢٧٩، تهران: سروش، چاپ اول، ١٣٨١.
ب. پورداود، يَشتها، ج ٢، ص ٣١٠
[٣] - هاشم رضى، ج ١، ص ٤٥