چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٥٨
و تكثّرگرايى دينى، به صراحت با بعضى از اصول و مبانى پلوراليسم، مخالف است و آن را ابطال مىكند. آياتى كه در اين زمينه وجود دارد، به چند بخش تقسيم مىشود:
١. امكان رسيدن به حقيقت؛
آياتى از قرآن با مبناى شكاكيت و نسبيتگرايى و عدم امكان دستيابى به حقيقت در تضاد و تقابل است و نشان مىدهد كه به هيچ وجه شكاكيت و نسبيّت در دين، مورد پذيرش نيست و رسيدن به «حقيقت» در امر دين امكانپذير است. برخى از اين آيات عبارتند از:
١- ١. آياتى كه شكورزان را مورد سرزنش قرار مىدهد.[١]
١- ٢. آياتى كه ادله پيامبران را روشن و آشكار و ترديد شكاكان را بىوجه معرفى مىكند.[٢] براى مثال در رابطه با آشكار بودن حقيقت مىفرمايد:
«لا إِكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»[٣]؛ «هيچ اكراهى در دين نيست؛ به درستى كه راه هدايت از گمراهى، روشن گرديد».[٤]
١- ٣. آياتى كه امر به تبعيت از علم و يقين و نهى از پيروى ظن و گمان دارد.[٥]
٢. عدم قبول غير اسلام؛
اين آيات با صراحت، اسلام را تنها دين حق و
[١] - نحل( ١٦)، آيه ٦٦؛ جاثيه( ٤٥)، آيه ٣٢
[٢] - ابراهيم( ١٤)، آيه ٩ و ١٠
[٣] - بقره( ٢)، آيه ٢٥٦
[٤] - جهت آگاهى بيشتر ر. ك:
الف. محمدحسن قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم دينى، تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر؛
ب. مركز مطالعات و پژوهشهاى فرهنگى حوزه علميه، پلوراليسم دينى؛
ج. على، ربانى گلپايگانى، تحليل و نقد پلوراليسم دينى؛
د. كتاب نقد، ش ٤
[٥] - اسرا( ١٧)، آيه ٣٦؛ يونس( ١٠)، آيه ٣٦؛ نجم( ٥٣)، آيه ٢٨