چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٦٨
٢. تحريف ناشدگى
صرف بنياد الهى در اصل نخستين يك دين براى اثبات حقانيت فعلى آن كافى نيست؛ بلكه بايد وثاقت كتاب آسمانى آن از جهت مصون بودن از تحريف و دستكارىهاى بشرى نيز اثبات شود.
براى اثبات وثاقت كتاب آسمانى، يعنى استناد قطعى آن به پيامبر و تحريف نشدن آن، مىتوان از روشهاى ١- ١ و ٢- ١ و ٤- ١ استفاده نمود.
در خصوص قرآن به لحاظ اعجاز بودنش روش ٣- ١ نيز كاربرد دارد.
٣. نسخ ناشدگى
استمرار حقانيت دين تابع نسخ نشدن توسط شريعت حقه پسين است.
نسخ شدن يا نشدن يك دين از دو طريق به دست مىآيد:
٣- ١. عدم جانشينى شريعت حقه پسين؛
براساس اين ضابطه تا زمانى كه شريعت الهى جديدى نازل نشود شريعت قبلى باقى است و با پيدايش شريعت جديد، شريعت پيشين منسوخ مىشود. از اين رو با آمدن شريعت اسلامى شرايع پيشين براى هميشه منسوخ خواهند بود.
٣- ٢. ادعاى خاتميت؛
دينى كه اصل الهىبودن و تحريفناشدگى كتاب آسمانى آن اثبات شده باشد اگر ادعاى خاتميت كند، به لحاظ صدق قطعى اين ادعا نسخناپذيرى آن براى هميشه ثابت مىشود و ملاكى براى كشف كذب و عدم حقانيت همه اديان ادعايى بعدى خواهد شد. بنابراين خاتميت اسلام به تنهايى دليل قاطع بر كذب و بطلان همه اديان بعد از آن همچون آيين سيك