چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟

چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٦٣

٢. تكثرگرايى نجات؛

براساس اين گمانه، همه پيروان اديان اهل‌نجات و رستگارى‌اند. به عبارت ديگر شرط نيك فرجامى فقط ديندارى است و بس، اما اينكه كدامين دين را برگزينيم هيچ نقشى در اين زمينه ندارد. اين گمانه مبتنى بر پلوراليسم دينى است كه بطلان و ناراستى آن از نظر عقل و دين بررسى شد.[١]

٣. قرآن و نجات‌گرايى اعتدالى؛

قرآن در باب نجات نه سخت‌گيرى انحصارگرايانه را بر مى‌تابد و نه كثرت‌گرايىِ حق و باطل يكسان انگار را.

در نگاه قرآن كفر و انحراف از دين حق دو گونه است:

١. كفر عناد و لجاجت (جحود)؛ كسى كه داراى چنين كفرى است از نظر اسلام قطعاً مستحق عقوبت است.

٢. كفر جهالت و نادانى؛ چنين كفرى اگر ناشى از تقصير و كوتاهى عمدى شخص نباشد، بلكه صاحب آن از سويداى دل جوياى حقيقت و پيرو آن در حدى كه با آن آشناست باشد، و با قلب سليم و تسليم قلبى در برابر حق، خدا را ملاقات كند؛ خداوند او را معذب نمى‌سازد؛ چراكه عذاب خدا تابع حجت‌هايى است كه بر بندگان تمام كرده و واكنش‌هاى منفى آگاهانه و حق‌ستيزانه آنها در برابر حجج الهى.

آن ضمن آنكه تنها دين حق و صراط نجات را آيين اسلام مى‌داند، به نكات مهمى در كنار اين مسئله پيرامون شرايط نجات و رستگارى اشاره مى‌كند از جمله:

الف. درباره قيامت مى‌فرمايد: «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ. إِلا مَنْ أَتَى اللَّهَ‌


[١] - همان، ص ٢٨٠- ٢٨٥