چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٤٤
راه، بر نمىآيد و بالاخره علومى كه از طبيعت بحث مىكند اصلًا از مسائل ماوراء الطبيعه و مطالب معنوى و روحى بيگانه بوده و توانايى بررسى مقاصدى كه انسان با نهاد و فطرت خدادادى خود، خواستار كشف آنها است، ندارد. خلاصه مسألهاى كه مربوط به ماوراء الطبيعه است؛ اگر از فنون طبيعى سؤال شود؛ جوابش سكوت است، نه مبادرت به نفى و انكار؛ زيرا فنى كه موضوع بحث آن ماده است، نسبت به امور غير مادى ساكت است و فنى كه در موضوعى بحث نمىكند، حق هيچگونه اظهار نظر مثبت و منفى را در آن ندارد».[١]
از طرف ديگر، كاستىهاى دنياى مدرن خيلى جدى شده و بسيارى از انديشمندان را نگران ساخته است.[٢]
«ژوزوئه دوكاسترو» در اين باره مىگويد: «در حالى كه جهان در علم و صنعت پيشرفت كرده است، سياست جهان دوران توحش را مىگذارند»[٣]. همو در كتاب خود به نام انسان گرسنه آمارهاى وحشتناكى از گرسنگى در جهان مدرن ارايه مىدهد.
ويل دورانت نيز بر آن است كه «ما اكنون از لحاظ ماشين توانگر و از نظر غايات و مقاصد فقير هستيم»[٤] و «بشر امروز بيشتر بر ماده تسلط يافته است تا بر نفس خود»[٥].
[١] - سيد محمدحسين طباطبايى، فرازهايى از اسلام، تنظيم سيد مهدى آيت اللهى، ص ٨، قم: جهانآرا
[٢] - جهت آگاهى بيشتر در اين زمينه بنگريد:
الف. بابك احمدى، معماى مدرنيته، صص ٣٩- ٤١ و ٢٣٧، تهران: نشر مركز.
ب. مارشال برمن، تجربه مدرنيته، ترجمه: مراد فرهادپور، ص ١٣٦، چاپ دوم، ١٣٨٠
[٣] - روزنامه اطلاعات، ٢٥/ ٢/ ٤٦ ق: شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ٤، ص ١٢٩
[٤] - ويل دورانت، لذات فلسفه( مقدمه) و نيز همان، ص ٢٩٢. ق: شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ٤، ص ١٦٧ و نيزانسان و ايمان، ص ٢٥، قم: صدرا
[٥] - ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب، ص ٢٨٩، تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ هفدهم، ١٣٨٤