چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟

چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٠٦

قرآن مجيد، آدميان را به بررسى هوشمندانه و انتخاب خردمندانه دين دعوت كرده و هر گونه تحميل و اجبار و پذيرش كوركورانه دين را نهى مى‌كند:

«فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»[١]؛ «پس بشارت ده بندگانم را، آنان كه به سخنان [مختلف‌] گوش فرا داده و برترين را بر مى‌گزينند».

و «لا إِكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَينَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَى»[٢]؛ «هيچ‌گونه تحميل و اجبار در امر دين روا نيست؛ [زيرا] به خوبى راه هدايت از ضلالت روشن شد».

اما مسيحيت كنونى به علت قرار گرفتن در تنگناهاى شديد معرفتى و ناتوانى در حل رابطه تثليث و توحيد و تجسد و خداانگارى مسيح، به جداسازى و گسست ايمان از معرفت فتوا داده و دين و ايمان را با عقل و خرد بيگانه ساخته است![٣]

پروفسور لگنهاوزن‌[٤] مى‌گويد: «چيزى كه در اسلام بيش از همه، براى من جاذبه داشت، اين بود كه چقدر اين دين از پرسش‌هاى انسان استقبال مى‌كند و همواره دعوت به تحقيقات بيشتر در تعاليم دين مى‌كند».[٥]

همو مى‌گويد: «وقتى از كشيش‌ها مى‌پرسيدم كه من نمى‌فهمم چه طور خدا يكى است و سه شخص است؟ در اكثر موارد جواب مى‌گفتند كه ما نمى‌توانيم به‌


[١] - زمر( ٣٩)، آيات ١٧ و ١٨

[٢] - بقره( ٢)، آيه ٢٥٦

[٣] - جهت آگاهى بيشتر نگا:

الف. محمد تقى، فعالى، ايمان دينى در اسلام و مسيحيت، تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول ١٣٧٨؛

ب. حميدرضا، شاكرين، پرسمان سكولاريسم،( مشكلات كلامى مسيحيت)، تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، ١٣٨٤

[٤]١ .M .(G )Legenhausen .

[٥] - محمد لگنهاوزن، با پرسش زنده‌ام،( ماهنامه پرسمان)، پيش شماره اول، خرداد ٨٠، ص ٥