چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٣٩
٢- ٣. رفع اختلاف،[١] پوشاندن بدىها و تصفيه كدورتها.[٢]
٢- ٤. تعهدآفرينى و ايجاد احساس مسئوليت.[٣]
استاد مطهرى در اين باره مىنويسد: «تأثير مهم دين و نقش دين در اجتماع اين است كه نوعى انقلاب فكرى و وجدانى به وجود مىآورد كه عواطف و احساسات و هدفها و ايدهآلها و معيارها دگرگون مىشود و جهانبينى عوض مىشود. آدمى خود را داراى رسالت احساس مىكند؛ زندگى اجتماعى جهت خاص پيدا مىكند و جهت ديگر غير از جهت زندگى فردى را درك مىكند، نوع دلبستگى عوض مىشود».[٤]
عدالت و قانون
دين بزرگترين پشتوانه عدالت و قانون است. فروغى از «منتسكيو» نقل مىكند: «مذهب مىتواند هنگامى كه تمام قوانين كشورى و سياسى ناتوان و قاصر است، مُمِدّ تشكيلات و قوانين سياسى باشد».[٥]
جايگاه عدالت در دين چنان است كه قرآن به پادارى آن را يكى از اهداف اساسى رسالت انبيا دانسته و مىفرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُالْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»[٦].
[١] - جوادى آملى، انتظار بشر از دين، ص ٥٢، قم: اسراء، چاپ اول، ١٣٨٠
[٢] - شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ٤، ص ١٥٧
[٣] - همان، ج ٤، ص ١٣٢- ١٤١
[٤] - همان، ص ١٢٣ و ١٢٤
[٥] - محمد على فروغى، آيين سخنورى، ج ٢، ص ١٩، ق: شهيد مطهرى، همان، ص ١٨٩
[٦] - حديد( ٥٧)، آيه ٢٥