چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٥٩
صراط مستقيم معرفى مىكند و پيروى از ديگر اديان را باطل دانسته، به پيروى از اسلام دعوت مىكند:
٢- ١. «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الآْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ»[١]؛ «و هركس جز اسلام، دينى [ديگر] جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است». البته اسلام همه پيامبران الهى را راهبر به سوى «حقيقت» دانسته و دين همه را اسلام مىداند.
بنابراين پيروى از پيامبران خدا، در عصر رسالتشان، همان اسلام است و مصداق آن در زمان رسالت حضرت ختمى مرتبت، پيروى از آيين حضرت محمد صلى الله عليه و آله است.[٢]
٢- ٢. «وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِى جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ»[٣]؛ «هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمىشوند، مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى. بگو: در حقيقت، تنها هدايت خداست كه هدايت واقعى است و چنانچه پس از علمى كه تو را حاصل شد، از هوسهاى آنان پيروى كنى، در برابر خدا سرور و ياورى نخواهى داشت».
٢- ٣. «وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ»[٤]؛ «و يهود گفتند: عُزَير، پسر خداست و نصارا گفتند: مسيح، پسر خدا است!
[١] - آل عمران( ٣)، آيه ٨٥
[٢] - بنگريد: محمدحسن قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم، ص ١٣٦- ١١٧
[٣] - بقره( ٢)، آيه ١٢٠
[٤] - توبه( ٩)، آيه ٣٠