چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٤٥
اوضاع مختلف مكانى و شرايط متغير زمانى است. بنابراين وظيفه يك فقيه اين نيست كه به لفظ، جمود كند و حكم هر واقعه جزئى را از قرآن يا حديث بخواهد و اين هم نيست كه به بهانه نبودن حكم يك مسئله، به خيالبافى و قياسپردازى روى آورد. وظيفه فقيه ردّ فروع بر اصول است. اصول اسلامى در كتاب و سنت موجود است. فقط يك «هنر» لازم است و آن هنر «اجتهاد» يعنى تطبيق هوشيارانه و زيركانه كليات اسلامى بر جريانات متغير و زودگذر است.[١]
ب. اجتهاد در شيعه
بنياد نظرى اجتهاد در شيعه بر اساس باور جامعيت اسلام و مردودانگارى خلأ تشريع است. اخبار و احاديث فراوانى در متون روايى آمده است كه حكم هر چيزى بهطور كلى در كتاب و سنت موجود است.
در كتاب كافى بابى وجود دارد به عنوان «باب رجوع به كتاب و سنت و اينكه همه حلالها و حرامها و احتياجات مردم در قرآن يا سنت موجود است».[٢]
با توجه به ديدگاه شيعه، اجتهاد از نوع تشريع و قانونگذارى بر اساس رأى و نظر خود يا قياس نيست، و اساساً چنين اجتهادى در نگرش شيعه باطل است.
اجتهاد در شيعه به معناى تلاش و كوشش عالمانه و تدبر و تعقل در فهم ادله شرعيه و تفريع و استنباط حكم فروع از اصول است.
در سخنان اميرمؤمنان عليه السلام درباره كار ويژه مجتهد آمده است كه فروع را بر اصول تطبيق مىدهد و پاسخ مسئله را بر اساس آن باز مىگويد.[٣] اينگونه از
[١] - همان، ج ١، ص ٥٧ و ٥٨؛ ج ٢٠، صص ٣٣- ٣٥
[٢] - كافى، ج ١، كتاب العلم،« باب الرد الى الكتاب و السنه و انه ليس شيئى من الحلال و الحرام و جميع ما يحتاج اليه الناس الا و قد جاء فيه كتاب او سنة»
[٣] - شهيد مطهرى، همان، ج ٢٠، ص ١٦٤؛ خاتميت، ص ١٣١