چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٣٤
نكات ديگرى نيز از حديث ثقلين قابل استفاده است كه به جهت اختصار از ذكر آنها خوددارى مىشود.[١] آنچه اهميت ويژه دارد اين است كه پيامبر براى هميشه امت را به پيروى از قرآن و عترت فراخوانده و هدايت و بازدارى امت از انحراف را در گرو آن دانستهاند. نيز پيامبر صلى الله عليه و آله اهلبيت عليهم السلام را همچون كتاب الهى معصوم و مصون از هر كژى و ناراستى دانسته و بر آن شدهاند كه براى هميشه هاديانى از اهلبيت در كنار قرآن براى راهنمايى امت وجود دارند.
كيستى اهلبيت عليهم السلام
پيامبر صلى الله عليه و آله در مواقع مختلف اهل بيت عليهم السلام و امامان ايشان را معرفى كردهاند.
عمربن خطاب از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «آيا بايد به همه اهلبيت تمسك كنيم؟» پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خير بلكه به اوصياى اهلبيتم: اول آنها برادر و وزير و وارث و خليفهام در ميان امت و آن كسى كه ولىّ هر مؤمنى است؛ (امام على عليه السلام) پس از او فرزندم حسن، و بعد از او فرزندم حسين است، آنگاه نه نفر از فرزندان حسين، يكى پس از ديگرى ...»[٢]. در بسيارى از مجامع روايى اهلسنت رواياتى مشاهده مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر جانشينى دوازده خليفه تصريح نموده است كه جز بر امامان دوازدهگانه اهلبيت عليهم السلام قابل انطباق نمىباشد.
پارهاى از اين روايات عبارتند از:
١. «كار مردم پيوسته مىگذرد تا آنكه دوازده مرد بر آنان فرمان برانند».[٣] ٢. «شمار جانشينان من به تعداد نقباى موسى (دوازده نفر) است».[٤]
[١] - جهت آگاهى بيشتر بنگريد: علىاصغر رضوانى، شيعه شناسى و پاسخ به شبهات، ج ٢، ص ٩٥- ١١٨.
[٢] - فرائد السمطين، ج ١، ص ٣١٧.
[٣] - صحيح مسلم، به شرح نووى، ج ١٢، ص ٢٠٢.
[٤] - كنزالعمال، ح ١٤٩٧١