چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٠٢
بلكه خداوند و پسر خداوند است. آنان بر آنند كه مسيح را دو ذات است، يكى ذات الهى و ديگرى ذات انسانى. او در خداوندى با خداى پدر همسان است و در انسانيت با انسان هم ذات. در بعد خداوندى قبل از آغاز زمانها از خداوند ولادت يافت و در جنبه انسانى از مريم باكره متولد شد. او دو شخص نيست، بلكه يك شخص است و پسر خداست.[١]
اين اعتقاد كه «تجسم» يا «تجسد»[٢] نام دارد «حقيقت مركزى ايمان مسيحى» قلمداد مىشود.[٣] اين اعتقاد از چنان تناقض آشكارى برخوردار است كه خود اقرار نمودهاند: «اعتقاد به تجسم مشكل يكى شدن خدا با انسان را پيش مىكشد، يعنى ادغام شخصيت نامتناهى و سرمدى خدا با وجودى كه متناهى و موقتى است.[٤]»
٢- ٣. گناه ذاتى انسان؛ در نگاه مسيحيت خطاى آدم و حوا در خوردن از شجره ممنوعه باعث شد كه آنان ذاتاً پليد و گنهكار گردند و بدينوسيله كل بشريت پليد گرديد و انسان ذاتاً گنهكار است، از اينرو خود نمىتواند دعوت الهى را اجابت كند.[٥] اين ديدگاه از سويى نگرشى بدبينانه از انسان به دست مىدهد و از ديگر سو همه انسانها را به علت خطاى دو نفر، گنهكار و مورد خشم و غضب الهى معرفى مىكند. چنين آموزهاى آشكارا برخلاف عقل و مغاير با آموزههاى همه انبياى الهى است.
[١] - نگا: هنرى تيسن، طاطه ميكائيليان، الهيات مسيحى، ص ١٩٩، نيز ٩١- ٩٤، تهران: حيات ابدى
[٢] -.Incar nation .
[٣] - جان والوورد، مهرداد فاتحى، خداوند ما عيسى مسيح، ص ٧١، كليساى جماعت ربانى، آموزشگاه كتابمقدس
[٤] - ر. ك: همان، ص ٨٠
[٥] - نگا: هنرى تيسن، طاطه ميكائيليان، الهيات مسيحى، ص ٢٥٢، تهران: انتشارات حيات ابدى