چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٤٦
كاركرد پاياپاى علم و دين
از آنچه گذشت روشن مىشود كه علم تنها تمدن ساز نيست و دين يكى از اركان اساسى تمدن است. استاد مطهرى توازى علم و ايمان را اين گونه ترسيم مىكند:
«علم به ما روشنايى و توانايى مىبخشد و ايمان عشق و اميد و گرمى، علم ابزار مىسازد و ايمان مقصد، علم سرعت مىدهد و ايمان جهت، علم توانستن است و ايمان خوب خواستن، علم مىنماياند كه چه هست و ايمان الهام مىبخشد كه چه بايد كرد، علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون، علم جهان را جهان آدمى مىكند و ايمان روان را روان آدميت مىسازد، علم وجود انسان را به صورت افقى گسترش مىدهد و ايمان به شكل عمودى بالا مىبرد، علم طبيعتساز است و ايمان انسانساز.
هم علم به انسان نيرو مىدهد، هم ايمان، اما علم نيروى منفصل مىدهد و ايمان نيروى متصل. علم زيبايى است و ايمان هم زيبايى است. علم، زيبايى عقل است و ايمان زيبايى روح، علم زيبايى انديشه است و ايمان زيبايى احساس. هم علم به انسان امنيت مىبخشد و هم ايمان. علم امنيت برونى مىدهد و ايمان امنيت درونى. علم در مقابل هجوم بيمارىها، سيلها، زلزلهها، طوفانها، ايمنى مىدهد و ايمان در مقابل اضطرابها، تنهايىها، احساس بىپناهىها، پوچانگارىها. علم جهان را با انسان سازگار مىكند و ايمان انسان را با خودش».[١]
نياز انسان به علم و ايمان، در دنياى جديد توجه انديشمندان را برانگيخته است.
[١] - شهيد مطهرى، انسان و ايمان، ص ٢٣ و ٢٤، تهران: صدرا، چاپ يازدهم، ١٣٧٤