چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٤٠
كارويژههاى عدالتگرايانه دين
١. بينش و انگيزش؛
نقش دين و پيامبران در نحوه نگرش به عدالت و انگيزش نسبت به آن نقش بديع و انحصارى است و با ديدگاه فيلسوفان و ديگر مصلحان اجتماعى تفاوت بنيادين دارد:
١- ١. در بعد نظرى، «دين» با ارائه جهانبينى عدالتنگر، عدالت بشرى را به عنوان جزئى ازكل عدالت جهانى مىشناساند، نه اين كه اين جهان را آكنده از جور و ستم و ناموس آن را تنازع بقاء دانسته و عدالت را به ناچار تنها براى تأمين منافع خود، لازم شمرد. از طرف ديگر دين آينده بشريت و حركت تاريخى بشر را به سمت برقرارى عدالت فراگير و جهان گستر معرفى مىكند.[١]
١- ٢. در بعد عاطفى و انگيزش، «عدالت» را امرى مطلوب، پركشش، جاذبهدار و مطبوع و دلپذير مىسازد.[٢]
٢. ارائه قوانين عادلانه؛
مطمئنترين منبع قوانين عادلانه براى بشر، قوانين دينى و الهى است. قانون عدالت، هرگز از انسان اسير شهوات و خودخواهى، انتظار نمىرود. علم و تكنولوژى نيز نه تنها انسان را به عدالت نزديك نساخته، بلكه بر اثر اسارت آن در دست انسانهايى كه اسير شهوات و هواهاى نفسانى و قدرت طلبى خويشند جهان را در توحشى مدرن قرار داده است.
[١] - بنگريد: همان، تكامل اجتماعى انسان، قم و تهران: صدرا
[٢] - جهت مطالعه بيشتر بنگريد: شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ٤، صص ١٧٤- ١٧٧