چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٤٣
دين و دنياى جديد
يكى از پرسشهاى فرارو اين است كه فوايد دين در دنياى مدرن و براى بشر امروز چيست، و با وجود علم و تكنولوژى چه حاجت به دين است؟
چنانكه در مباحث پيشين گفته آمد نياز به دين امرى هميشگى و جاودانى است، نه موقت و در غياب دانش. از طرف ديگر بايد ديد دنياى مدرن، چه ارمغانى براى بشر امروز داشته كه بتواند جاى دين را پر كند؟ آيا مىتوان در «عصر اضطراب»[١] راه ثبات در زندگى و آرامش روح و روان را در فلسفههايى جستوجو كرد كه نه تنها به ثبات روحى و علمى انسان كمكى نمىكند؛ بلكه با دامنزدن به نسبيت و شكگرايى، آرامش انسان را بر هم مىزند و آدمى را به بحران مىكشد. آيا اينكه انسان با نيروى شگرف علمى خود، توانسته خيلى از مجهولات طبيعى را روشن كند، مىتواند مجهولات دينى خود را نيز حل نموده و از وجود دين بىنياز بماند؟!
علامه طباطبايى در اين باره نوشته است:
«پيشرفت انسان در يك قسمت از معلومات، كافى براى قسمت ديگر نبوده، و مجهولات ديگر انسان را حل نمىكند. درست است كه علوم طبيعى، چراغى است روشن، كه بخشى از مجهولات را از تاريكى در آورده و براى انسان معلوم ساخته است؛ ولى اين چراغ براى رفع هر تاريكى سودى نمىبخشد: از فن روانشناسى حل مسائل فلكىرا نمىتوان توقع داشت؛ از يك پزشك حل مشكلات يك نفر مهندس
[١] - ر. ك: فرانكلين لووان بومر، جريانهاى بزرگ در تاريخ انديشه غربى، ترجمه: حسين بشيريه، ص ٨٠٥، مركزبازشناسى اسلام و ايران، چاپ اول، ١٣٨٠