چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٣٨
«ويل دورانت» در كتاب درسهاى تاريخ مىنويسد: «مذهب ... به مدد شعائر خود ميثاقهاى بشرى را به صورت روابط با مهابت انسان و خدا درآورده و از اين راه استحكام و ثبات به وجود آورده است».[١]
٢. ايجاد انسجام و همبستگى اجتماعى؛ «رابرتسون اسميت» بر آن است كه دين دو كاركرد دارد: يكى تنظيم رفتار فردى براى خير همگان و ديگرى برانگيختن احساس اشتراك و وحدت اجتماعى. او مناسك دينى را وحدتزا و تحكيم بخش اشتراك اجتماعى مىداند.[٢]
«اميل دوركيم» نيز نقش حياتى دين را ايجاد همبستگى و انسجام اجتماعى مىداند. او مىگويد: «مناسك دين براى كاركرد درست زندگى اخلاقى ما، همان اندازه ضرورت دارند كه خوراك براى حفظ زندگى جسمانى ما لازم است؛ زيرا از طريق همين مناسك گروه خود را تأييد و حفظ مىكند».[٣]
برخى از كارويژههاى دين در راستاى ايجاد انسجام و همبستگى اجتماعى عبارت است از:
٢- ١. انگيزش محبت و عواطف انسانى.[٤]
٢- ٢. بسط شخصيت و انقلاب درونى در برابر خودخواهىها و طغيانگرىهاى نفس انسان.[٥]
[١] - شهيد مطهرى، وحى و نبوت، ص ٢٧، قم و تهران: صدرا، چاپ پنجم، ١٣٧٤
[٢] - بنگريد: ملكم هميلتون، جامعهشناسى دين، ترجمه محسن ثلاثى، ص ١٧٠، چاپ اول، ١٣٧٧
[٣] - همان، ص ١٧٩
[٤] - شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ٤، ص ١٢٣
[٥] - همان، ص ١٢٣