چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٢٠
پارهاى از بروندادهاى روانشناختى تفسير دينى حيات عبارت است از:
١. احساس خوشبينى و رضايت؛
٢. مطبوع سازى زندگى در مجموعه هستى؛
٣. ايجاد اميدوارى؛
٤. مسئوليت پذيرى؛
٥. نشاط و حركت.
آموزههاى دينى نگرش فرد به نظام هستى و قوانين آن را خوشبينانه مىسازد.[١]
از نظر استاد مطهرى فرد با ايمان در كشف هستى شهروند كشورى را مىماند كه قوانين و تشكيلات و نظامات آن را صحيح و عادلانه مىداند و به حسن نيت كارگزاران آن ايمان دارد. لاجرم:
اولًا، زندگى براى او مطبوع و دلپذير مىشود.
ثانياً، زمينههاى ترقى و تعالى را براى خود و ديگران فراهم مىبيند و روح «اميدوارى» در او پديد مىآيد.
ثالثاً، اگر چيزى موجب عقبماندگى او شود آن را جز از ناحيه كمكارى و بىتجربگى و مسئوليتگريزى خود و امثال خود نمىداند. او همچنين پارهاى از رنجها و دشوارىها را زمينه ترقى و تكامل خود مىداند. اين انديشه بهطور طبيعى شخص را به غيرت مىآورد و با «خوشبينى» و «اميدوارى» به حركت و جنبش در جهت اصلاح خود وا مىدارد و از دشوارىها استقبال مىكند.
[١] - خوشبينى داراى گونههاى مختلف مثبت و منفى است. آنچه در اينجا مورد نظر است خوشبينى حقيقى و سازنده است