چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟

چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٩

يافتن پاسخى صحيح در برابر اين پرسش‌ها زندگى‌ساز است و ناكامى در برابر آن زندگى سوز. دين با تبيين جاودانگى، حكمت و هدفمندى هستى و جهت‌گيرى رو به خير و كمال و تعالى آن، در پرتو تدبير خداوند حكيم و رحمان و رحيم، خردپذيرترين و دلپسندترين معنا از حيات انسان و جهان را به دست مى‌دهد.

«كارل يوستاويونگ»[١] در اهميت اين مسئله مى‌نويسد: «در ميان همه بيمارانى كه در نيمه دوم حياتم با آنها مواجه بوده‌ام، يكى هم نبوده كه مشكلش در آخرين وهله، چيزى جز مشكل يافتن يك نگرش نسبت به حيات باشد. با اطمينان مى‌توان گفت كه همه آنان از آن رو احساس بيمارى مى‌كرده‌اند كه چيزى را كه اديان زنده هر عصر، به پيروان خود، عرضه مى‌دارند، از دست داده‌اند و هيچ يك از آنان قبل از يافتن بينش دينى خود، شفاى واقعى نيافته است».[٢]

«ويكتور فرانكل»[٣] نيز قدرت دين را عقيده به «ابَر معنى»[٤] مى‌داند، يعنى دين بهترين معنى براى زندگى كردن است.[٥]

برخى از جامعه‌شناسان نيز برآنند كه گوهر دين واكنش در برابر تهديد به بى‌معنايى در زندگى بشر و تلاش در جهت نگريستن به جهان به مثابه حقيقتى معنادار است.[٦]


[١]

. karl Gustavejung, See:" Modern Manin Searchofa Soul" p. ٤٨٢. Also: His" Philosophyof Religion".

[٢] - پيتر آلستون، ملتون يينگر، محمد لگنهاوزن، دين و چشم‌اندازهاى نو، ترجمه غلامحسين توكلى، ص ١٦٣، قم: بوستان كتاب، ١٣٧٦

[٣] -VictorFrunkle .

[٤] -Superlogo

[٥] - جهت آگاهى بيشتر بنگريد: مجموعه مقالات اولين همايش نقش دين در بهداشت روان، ص ١٦٤- ١٦٧

[٦] - ملكم هميلتون، جامعه شناسى دين، ترجمه محسن ثلاثى، ص ١٧٩