چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٥١
شرط صحت امامت نيست، در تعداد نفرات ارباب حل و عقد و صاحبنظران در گزينش امام، حدى معين و تعدادى مشخص، به صورت ثابت شده، در دست نيست. بنابراين، امامت با موافقت و صلاحديد حتى يكى از ارباب حل و عقد نيز صورت مىگيرد».[١]
قرطبى (متوفى ٦٧١ ه. ق) مىنويسد: «اگر يك نفر از صاحبنظران و معتمدان مردم هم امام را تعيين و معرفى كند، كافى است و انتخاب او بر ديگران، واجب است؛ زيرا عمر در سقيفه بنىساعده، يك تنه عقد بيعت با ابوبكر بست».[٢]
سعدالدين تفتازانى در شرح المقاصد آورده است: «هر كه مدعى امامت باشد و با قهر و غلبه، مالك رقاب مسلمانان گردد، اگر چه فاسق يا جاهل باشد، امامت براى او منعقد مىشود ... اطاعت امام واجب است، مادامى كه مخالف حكم شرع نگويد: خواه عادل باشد، خواه جاير».[٣] اين گفتار تفتازانى، بيانگر سه مطلب از ديدگاه او است:
١. نحوه تعيين امام؛
يكى از امورى كه امامت به وسيله آن ثابت مىشود، اين است كه كسى مدعى امامت باشد و با قهر و غلبه، بر مسلمانان مسلط شود و مالك رقاب آنان گردد.
٢. شرايط امام؛
در امام، عدالت و علم، معتبر نيست؛ بلكه امامت براى جاهل و فاسق نيز منعقد مىشود.
[١] - امام الحرمين الجوينى، كتاب الارشاد، باب الاختيار، ص ٤٢٤
[٢] - محمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ج ١، ص ٢٦٩
[٣] - تفتازانى، شرح المقاصد، ج ٥، ص ٢٣٣