چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٣٧
پشتوانه اخلاق اجتماعى
دين مهمترين، پشتوانه اخلاق اجتماعى است. بزرگترين و والاترين آموزگاران اخلاق، انبياى بزرگ الهى بودهاند و ژرفترين، جامعترين و كهنترين مضامين و احكام اخلاقى را در منابع دينى و با پشتوانه الهى مىتوان يافت.
در نگاه استادمطهرى اخلاقِ منهاىخدا و دينو ايمان، همچون اسكناس بدون پشتوانه است. به قول داستايوفسكى: «اگر خدا (دين) نباشد همه چيز مباح است».[١]
خدا سرسلسله معنويات است و پاداش دهنده كارهاى خوب. احساسات نوعپرستانه كه امرى معنوى است، وقتى در انسان ظهور و بروز مىكند كه انسان در جهان، معنويتى قائل باشد. وقتى كه انسان به خدايى معتقد باشد مىتواند انسانها را دوست داشته باشد، و احساسات نوع دوستانه در او ظهور و بروز داشته باشد. اخلاق از مقوله زيبايى معنوى است، تا ما به يك حقيقت و زيبايى مطلق معقول و معنوى به نام خدا قائل نباشيم نمىتوانيم به يك زيبايى معنوى ديگر معتقد باشيم. اساساً فعل زيبا يعنى فعل خدايى، فعلى كه گوئى پرتوى از نور خدا در آن است.[٢]
پارهاى از كاركردهاى اخلاقى- اجتماعى دين عبارت است از:
١. استوار ساختن ميثاقها و پيمانها؛ احترام به عهد و پيمان يكى از اركان اساسى تمدن است. اين نقش را همواره مذهب بر عهده داشته و هنوز كه هنوز است جانشينى پيدا نكرده است.
[١] - همو، تعليم و تربيت در اسلام، ص ١١٨، تهران: صدرا، چاپ بيست و پنجم، ١٣٧٤
[٢] - همان جا