چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٦٤
بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»[١]؛ «روزى كه مال و پسران سود نبخشد جز اينكه كسى با قلب سليم نزد خدا بيايد». قلب سليم نيز قلب تسليم در برابر خدا و حقيقت است.
ب. از طرف ديگر مىفرمايد: «وَمَا كُنَّا مُعَذّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا»[٢]؛ «ما چنين نيستيم كه رسول نفرستاده (بدون اتمام حجت) كسى را عذابكنيم».
ج. قرآن در جاهاى ديگر يادآور شده است كه «إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»[٣]؛ «خدا هرگز پاداش نيكوكاران را تباه نمىسازد».
از آنچه گذشت روشن مىشود كه سعادت اخروى در گرو عوامل متعددى است از جمله:
١. حسن فعلى يا گزينش راه درست؛
٢. حسن فاعلى؛ يعنى سلامت و پاكى درون و تسليم امر حق بودن؛
٣. برقرارى حجت الهى و چگونگى برخورد و واكنشهاى انسان در برابر آن.
انگاره فوق خرد پذيرترين انگاره است؛ در اين انگاره از سويى مسئوليت انسان در جستجو و گزينش راه حق محفوظ است و از ديگر سو هيچ انسانى صرفاً به جهت عدم دستيابى غيرارادى به راه حق و حقيقت مورد عذاب و شقاوت قرار نمىگيرد.[٤]
[١] - شعراء( ٢٦)، آيات ٨٨- ٨٩
[٢] - اسراء( ١٧)، آيه ١٥
[٣] - توبه( ٩)، آيه ١٢٠
[٤] - جهت آگاهى بيشتر بنگريد: شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ١، صص ٢٨٩- ٢٩٢ و ٢٩٥- ٣٢٦؛ ج ٥، ص ٥٦- ٦١؛ علامه طباطبايى، الميزان، ج ٥، ص ٥٦- ٦١