چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٤٣
جهت توضيح اين مطلب مبانى و گونههاى اجتهاد را از ديدگاه دو مذهب باز مىكاويم:
الف. اجتهاد در اهلسنت
در ديدگاه اهلسنت، احكامى كه به وسيله كتاب و سنت تشريع شده محدود و متناهى است؛ در حالى كه حوادث و وقايع پيشآينده نامحدود است؛ لاجرم منبع ديگرى غير از كتاب و سنت براى تشريع احكام لازم است و آن همان «اجتهاد رأى» است.
در اينكه «اجتهاد رأى» چگونه است و به چه ترتيبى بايد صورت بگيرد در ميان اهلسنت اختلافنظر است: شافعى در كتاب معروف خود «الرساله» اصرار دارد كه اجتهاد در «قياس» است اجمالًا يعنى اينكه موارد مشابه را در نظر بگيريم و در قضيه مورد نظر خود، مطابق آن موارد مشابه حكم كنيم.
مبتكر اينگونه اجتهاد ابوحنيفه بوده است.
بعضى از فقيهان سنى، اجتهاد رأى را منحصر به «قياس» ندانسته و «استحسان» را نيز معتبر شمردهاند؛ رأى بدون در نظر گرفتن موارد مشابه، براساس ذوق و عقل. همچنين است «استصلاح» يعنى تقديم مصلحتى بر مصلحت ديگر.
و نيز «تأول» يعنى هر چند حكمى در نصّى از نصوص دينى، آيهاى از آيات قرآن و يا حديثى از احاديث معتبر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيده، ولى به واسطه بعضى مناسبات، ما حق داشته باشيم از مدلول نص صرف نظر كنيم و رأى اجتهادى خود را مقدم بداريم. درباره اجتهاد در مقابل نص، كتابهايى نوشته شده است و شايد از همه بهتر رسالهاى است كه علامه سيد شرفالدين به نام النص و الاجتهاد نگاشته است.