چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٧٧
در اين نظام جامعه از چهار طبقه متمايز تشكيل شده بود:
١. آژون (روحانيون)، ٢. ارتشتاران،
٣. كشاورزان، ٤. صنعتگران[١].
در اين نظام اولًا طبقات وضعيت سربستهاى داشته و به هيچ روى امكان ترقى از طبقهاى به طبقه ديگر وجود نداشت. ثانياً طبقات فراتر امتيازات فراتر و طبقات فرودست محدوديتهاى بيشترى داشتند و جز كار و بردگى بهرهاى نصيب شان نمىشد. ثالثاً امتيازات و محروميتهاى طبقاتى جنبه ارثى داشت و نسل به نسل به اجبار و بدون امكان تغيير تداوم مىيافت.
پنج. افسانهگرايى و بتپرستى
وجود افسانههاى خردگريز در اوستا يكى از ضعفهاى آيين و كتاب مقدس زرتشتى است.
كريستن سن افسانه خلقت را بر اساس اوستاى ساسانى چنين نقل مىكند:
«... عمر دنيا بالغ بر ١٢٠٠٠ سال است. در سه هزار سال نخستين عالم، اوهرمزد (يا عالم روشنى) و اهريمن (يا عالم تاريكى) در جوار يكديگر آرام مىزيستهاند. اين دو عالم از سه جانب نامتناهى بوده، فقط از جانب چهارم به يكديگر محدود مىشدهاند. دنياى روشن در بالا و عالم ظلمانى در زير قرار داشته و هوا فاصله آنها بوده است. مخلوقات اورمزد در اين سه هزار سال در حال امكانى بودند، سپس اهريمن نور را ديده درصدد نابود كردنش برآمد.
[١] - بنگريد:
الف. عبدالعظيم رضايى- زينالعابدين آذرخش، تاريخ ده هزار ساله ايران، ج ٢، ص ١٠٦.
ب. اوستا، يسنا، ١٩/ ١٧