چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٧٠
اما گروه سوم به هيچ روى در دين حق راه ندارد و وجود آن به ويژه در عقايد پايه دليل روشنى بر بطلان و عدم حقانيت يك دين است.
بررسى تطبيقى اديان براساس اين مسئله، تحقيقى گسترده و فراخ مىطلبد.
در عين حال بهطور فشرده و كوتاه، اشاراتى در مقايسه چند دين بزرگ خواهيم داشت:
الف. مهمترين ركن اساسى يك دين، «خداشناسى» آن است. در اين راستا آموزه «توحيد»[١] در اسلام، خردپذيرترين آموزه است و ادله متقن بسيارى بر آن گواهى مىدهد. اثبات توحيد به خودى خود، ابطالكننده آموزه «تثليث» و «ثنويت» است. بنابراين همين مسئله، به تنهايى براى اثبات عدم حقانيت اديان غيرتوحيدى كافى است.
ب. بسيارى از اديان، به رغم دارا بودن پيشينه الهى، در طول تاريخ دچار تحريفات چشمگيرى شده و اصالت خود را از دست دادهاند. همين مسئله باعث شده كه آموزههاى خردستيز بسيارى در اين اديان رخ نمايد.
در مباحث آتى نمونههايى از اين مسأله را خواهيد يافت.
[١] - جهت آگاهى بيشتر ر. ك:
الف. سيد محمدحسين طباطبايى و شهيد مطهرى، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج ٥، قم: صدرا، چاپ چهارم، ١٣٧٤؛
ب. شهيد مطهرى، توحيد، قم: صدرا، چاپ سوم، ١٣٧٤