چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟

چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٥٧

الف. اگر هيچ حقيقت مطلقى وجود نداشته باشد سؤال مى‌شود كه همين گزاره مطلق است يا غيرمطلق؟ اگر مطلق است كه خود را نقض كرده زيرا نقيض سالبه كليه موجبه جزئيه است. و اگر غيرمطلق است همين مدعا هم امرى نسبى و زوال‌پذير است و با زوال آن انگاره رقيبش يعنى وجود واقعياتى مطلق تحقق خواهد يافت. پس در هر صورت واقعياتى مطلق و پايدار وجود خواهند داشت.

ب. اگر هيچ واقعيت مطلقى شناخت‌پذير نباشد سؤال مى‌شود كه همين گزاره چگونه معرفتى است؟ نسبى يا مطلق؟ اگر مطلق است خود را نقض كرده و اگر گزاره‌اى گذرا و نسبى است پس جاى خود را به انگاره رقيب يعنى وجود فهم‌هاى ثابت و پايدار از حقيقت مى‌سپارد.

نگرش درون دينى‌

اكنون جاى آن دارد كه از منظر درون دينى نيز مسئله حقانيت اديان را بكاويم و منطق قرآن مجيد را در اين باره بررسيم.

قرآن و پلوراليسم دينى‌

قرآن حقانيت طولى شرايع انبياى الهى را مى‌پذيرد و همه آنها را در عصر خود اسلام به معناى واقعى كلمه يعنى دين الهى و تسليم و عبوديت در پيشگاه خداوند يكتا مى‌داند؛ اما حقانيت عرضى اديان را نمى‌پذيرد.

آيات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دين حق در اسلام و نفى پلوراليسم‌