چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٤١
«ژان ژاك روسو» مىنويسد: «براى كشف بهترين قوانينى كه مناسب ملل است، يك عقل كل لازم است كه ناظر به تمام شهوات انسانى باشد؛ ولى خودش هيچ حس نكند [فاقد گرايش شهوانى باشد] هيچگونه وابستگى با طبيعت نداشته باشد؛ اما آن را به خوبى بشناسد. مصلحت آن بستگى به ما نداشته؛ ولى به بهروزى ما كمك كند. پس فقط خدايان مىتوانند آن طور كه بايد و شايد به مردم قانون عرضه دارند».[١]
٣. دين و آزادى؛
نقش دين و پيامبران در مبارزه با استبدادها و اختناقها و درگيرى با مظاهر طغيان، از اساسىترين نقشهاست.
قرآن در حكايتهاى تاريخى خود درگيرىهاى پيامبران را با مظاهر استبداد مكرر يادآورى مىكند و در برخى آيات خود تصريح مىكند طبقهاى كه با پيامبران همواره در ستيز بودهاند، اين طبقه بودهاند.[٢] البته آزادى در دين سطوح وساحتهاى مختلف را در بر مىگيرد از جمله:
٣- ١. آزادى از اسارت نفس و هواهاى شيطانى[٣].
٣- ٢. آزادى از اسارت خرافات، اوهام و باورداشتهاى پوچ و در بند كشنده عقل و خرد انسانى[٤].
٣- ٣. آزادى از اسارت نظامهاى فاسد و ستم پيشه[٥].
[١] - ژان ژاك روسو، قرارداد اجتماعى، ترجمه: منوچهر كيا، ص ٤٨، تهران: انتشارات گنجينه، چاپ دوم ١٣٥٢
[٢] - شهيد مطهرى، وحى و نبوت، ص ٢٨
[٣] - يس( ٣٦)، آيه ٣٦
[٤] - اعراف( ٧)، آيه ١٥٧
[٥] - نمل( ٢٧)، آيه ٣٦