چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ٣٤
اين بخش مهمترين و جامعترين آموزهها و معارف دين را شامل مىشود.
كليات اين عرصه از معارف دينى عبارت است از:
١- ١. خداشناسى: اسماء حسنى و اوصاف ذاتى و فعلى خداوند و تبيين رابطه او با انسان و جهان؛
١- ٢. هستى شناسى: مشتمل بر سنتها و قوانين عام حاكم بر هستى، عوالم هستى و درجات و مراتب آن؛
١- ٣. جهان شناسى: معرفى جهانى كه ما در آن زندگى مىكنيم، جايگاه آن در كل هندسه هستى و قوانين فرا طبيعى حاكم بر جهان.
١- ٤. انسانشناسى: چيستى، جايگاه، ارزش و راز هستى آدمى، ساحتها و مراتب وجودى انسان، نيازهاى ثابت و متغير آدمى، آينده بشريت، مسئوليت و نقش انسان در ساختن هويت و سرنوشت خود و ديگران.
١- ٥. فرجام شناسى: غايت جهان و انسان، چگونگى حيات پسين و عوامل مؤثر بر آن.
١- ٦. راه شناسى: نماياندن راه سعادت و نيكفرجامى انسان در اين جهان و در زندگى جاويد آخرت، بازشناسى آن ازكژ راههها و عوامل نگونبختى و بدفرجامى، بيان موانع راه و چگونگى فراز آمدن در برابر آنها.
تشويق و انگيزش انسان نسبت به تلاش در جهت ساختن سرنوشتى نيكو براى خود و ديگران و بيمدادن از كژروى و تباهىگرايى. به عبارت ديگر آموزههاى پيشين همه از هست و نيستها سخن مىگويد و عناصر جهانبينى را تشكيل مىدهد، اما راه شناسى از بايدها و نبايدها مىگويد و اجزاى (شريعت) را مىسازد.