چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٥٣
عرفان شيعى، عرفان زندگى در دنيا با معيارهاى ناب اسلامى براى حيات جاودان آخرت، گرايش به «رضواناللَّه» و «لقاءاللَّه» است كه سلوك و سياست، عرفان و عقلانيت، معنويت و حريّت و ... را در همه ابعاد زندگى به هم مىپيوندد.[١]
عرفان شيعى حول مفهوم ولايت شكل مىگيرد كه درجه و مرتبهاى از مسئله امامت يا ولايت معنوى انسان كامل است كه نمود و جلوه تام ولايت مطلقه الهيه مىباشد و اين اوج مفهوم امامت است.
مسئله ولايت معنوى انسان كامل به تعبيرى مسئله حجت زمان است. عرفا و متصوفه بر اين مطلب اصرار دارند كه در هر دورهاى يك انسان كامل كه حامل معنويت كلى انسانيت است وجود دارد. هيچ نبوده و نخواهد بود كه زمين از يك انسان كامل خالى باشد كه حجت خداست بر ديگران. براى آن انسان كامل مقامات و درجات زيادى قائلند. در متون شيعه و زيارتها آمده است كه امام داراى چنين روح كلى است.[٢]
اهل عرفان برآنند كه در هر دورهاى بايد يك قطب، يا انسان كامل وجود داشته باشد و شيعه بر آن است كه در هر دورهاى يك امام و حجت وجود دارد كه «انسان كامل» است. البته بايد توجه داشت كه «انسان كامل» به معناى «امام و ولى» بالاتر و والاتر از «انسان كامل» عرفان و قطب و ولى در عرفان و تصوف است.
از اين رو نبايد بين «قطب» به عنوان امام و ولى معصوم با «انسان كامل» مصطلح در عرفان به خصوص عرفان صوفيان انطباق مطلق برقرار كرد؛ بلكه بايد به معنا
[١] - جهت آگاهى بيشتر بنگريد: محمد تقى جعفرى، عرفان اسلامى
[٢] - بنگريد: شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ٣، ص ٢٨٩؛ ج ٤، ص ٨٣٨- ٨٤٩