چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟

چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٥

«تا نِه گى دو كِه نِه تِن» مى‌نويسد: «حس مذهبى يكى از عناصر اوليه ثابت و طبيعى روح انسانى است و نسبت به مفاهيم (زيبايى) مربوط به هنر (نيكى) مربوط به اخلاق و (راستى) مربوط به علم (مفهوم دينى)، يا به‌طور صحيح‌تر، مفهوم مقدس، مقوله چهارمى است كه داراى همان اصالت و استقلال سه مفهوم ديگر است».[١]

«آلكسيس كارل» نيز بر آن است كه: «احساس عرفانى [دينى‌] جنبشى است كه از اعماق فطرت سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلى است».[٢]

وى در جايى ديگر مى‌نويسد: «فقدان احساس اخلاقى و عرفانى در ميان اكثريت عناصر فعال يك ملت، زمينه زوال قطعى ملت و انقياد او را در بند بيگانه تدارك مى‌بيند؛ سقوط يونان قديم معلول چنين عاملى بود».

در نگاه «تولستوى» نيز «ايمان آن چيزى است كه انسان با آن زندگى مى‌كند».[٣]

استاد مطهرى در توضيح اين سخن مى‌گويد: «يعنى ايمان مهم‌ترين سرمايه زندگى است». به نظر وى مردم به برخى از سرمايه‌هاى زندگى مانند سلامت، امنيت، ثروت و رفاه و ... توجه دارند، اما به يك سرمايه بزرگ كه نامش ايمان است توجه ندارند؛ چرا كه آنان اصولًا محسوسات و ماديات را بيش از معقولات و معنويات مى‌شناسند.[٤]


[١] - تا نِه گى دو كه نه تن، حس مذهبى يا بعد چهارم روح انسانى، ترجمه مهندس بياتى، ص ١٤

[٢] - آلكسيس كارل، نيايش، ترجمه دكتر على شريعتى، ص ٥٥، تهران: تشيع

[٣] - شهيد مطهرى، يادداشت‌ها، ج ٤، ص ١٥١، تهران: صدرا

[٤] - همان