چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٤٧
در جهان تسنن تحملپذير نبوده است. اين مسئله ناشى از عوامل مختلفى است از جمله احتمالًا پارهاى افراطىگرىهاى خردشعارانه معتزليان؛ همچنين فقدان مباحث و بنيادهاى عقلگرايانه در منابع حديثى جهان تسنن و قرار گرفتن جريان عقلگرا در برابر نص و حديثگرايى. اما در جهان تشيع اين مسئله بهطور بنيادى حل شده است. يعنى نه تنها امامان معصوم عليهم السلام بر جايگاه عقل و خرد تأكيد فراوان مىنمودند بلكه احاديث شيعه، بر خلاف احاديث اهلسنت، مشتمل بر احاديثى است كه منطقاً مسايل عميق ماوراء الطبيعى، اجتماعى و ... را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است.
استاد مطهرى بر آن است كه در احاديث اهلسنت تجزيه و تحليلى درباره اين موضوعات صورت نگرفته است. مثلًا اگر سخن از قضا و قدر، اسماء و صفات بارى، روح، انسان، عالم پس از مرگ، صراط، ميزان، امامت، خلافت و ... به ميان آمده هيچگونه بحث و توضيحى در پيرامون آنها ارائه نشده است؛ ولى در احاديث شيعه همه اين مسائل طرح شده و درباره آنها استدلال شده است. مقايسهاى ميان ابواب حديث كتاب كافى و ابواب حديث صحاح سته به خوبى اين مطلب را روشن مىسازد. تفكر شيعى از آغاز استدلالى و تعقلى بوده و تنها تشيع توانسته است حيات فلسفى اسلام را حفظ كند. شيعه اين حيات عقلى را بيش و پيش از همه وامدار اميرالمؤمنين على عليه السلام است كه نخستينبار ژرفترين بحثهاى عقلى در حوزه معارف اسلامى در خطبهها و مذاكرات و دعوات آن حضرت مطرح شده و توسط ديگر امامان بسط و توسعه يافته است.[١]
[١] - بنگريد: شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ٣، ص ٩١- ٩٥؛ محمد صفر جبرئيلى، تشيع، مجموعه چلچراغ حكمت، تهران: كانون انديشه جوان