چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٢٩
عدم تكثر حقانيت
چنانكه گذشت حقانيت همه اديان در عرض يكديگر مردود است، اما حقانيت فرقههاى مختلف در درون دين حق چطور؟ آنچه به حكم خرد و نصوص دينى مىتوان گفت اين است كه مذاهب و فرقههاى گوناگون اسلامى در اصول مشتركشان همه بر حقند، اما در وجوه اختلافى نمىتوان همه را حق انگاشت؛ چرا كه چنين چيزى به تناقض و يا نسبيت حقيقت مىانجامد.
در مَثَل استناد امامت به نص و شرط بودن عصمت در آن يا درست است و يا نادرست؛ اگر درست است حق با طرفداران اين انگاره است و در غير اينصورت مخالفان آن بر حقند. در روايات متعددى كه فرق مختلف اسلامى از پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله نقل كردهاند نيز خبر داده شده است كه امت به بيش از هفتاد فرقه تقسيم خواهد شد و در اين ميان تنها يك فرقه اهلنجات و رستگارى است.
سنجههاى حقانيت مذهب
براى شناخت حقيقت و صراط مستقيم هدايت در ميان فرقههاى مختلف سنجههاى خردپذيرى وجود دارد؛ و هركسى موظف است با دقت و اخلاص و پيراسته از هرگونه تعصب و لجاجت در جستجوى حقيقت برآيد و بر اساس ادله روشن در برابر آن تسليم و انقياد ورزد. عمدهترين سنجههاى حقانيت عبارتند از:
١. اصالت و قوت استنادپذيرى به منابع اوليه دينى.
٢. صيانتپذيرى حداكثرى: يعنى دارا بودن عوامل و سازوكارهايى كه بيشترين توانايى را در جهت حفظ خلوص و سلامت دينى و بازدارى از انحراف، به ويژه در خطوط اساسى دين فراهم آورد. از جمله اين عوامل