چرا دين؟ چرا اسلام؟ چرا تشيع؟ - شاكريان، حميدرضا - الصفحة ١٢٧
٤. بنياد وحيانى سخن پيامبر
«وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى. إِنْ هُوَ إِلا وَحْيٌ يُوحَى»[١]؛ «و او (پيامبر) از خود سخن نمىگويد، آنچه مىگويد همه وحى است كه به او فرو فرستاده شده است».
اطلاق آيات ياد شده و همسنگ بودن اطاعت خدا و پيامبر، به علاوه خاتميت آيين آن حضرت، هر يك به تنهايى دلالت بر جاودانگى و هميشگى بودن لزوم اطاعت از پيامبر دارد. بنابراين همانگونه كه مسلمانان در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله موظف به پيروى از فرامين ايشان بودهاند، پس از رحلت آن حضرت نيز بايد مسير خود را دقيقاً بر اساس آنچه ايشان ترسيم نموده و به آن راهنمايى و سفارش فرموده تنظيم كنند.
٥. لزوم شناخت اولى الامر
در بند نخست در كنار اطاعت از خدا و رسول مسأله اطاعت از اولىالامر نيز مطرح گرديده است. اكنون اين مسأله خود نمايى مىكند كه اولىالامر كيست و چگونه مىتوان او را باز شناخت؟ به ويژه آن كه اطاعت از اولىالامر همسنگ با اطاعت از خدا و رسول آمده و قطعاً بايد كسى باشد كه پيروى از او هيچ تفاوتى با پيروى از خدا و رسول نداشته و تضمينكننده سعادت و رستگارى امت باشد.
از طرف ديگر خدا و رسول به صورت مصداقى و معين شناخته شدهاند، اما اولىالامر به نحو كلى آمده است. از اين رو شناخت ويژگىها و شرايط اساسى و مصاديق عينى اولىالامر نياز به بررسى دقيق و دلايل و مستندات قوى دارد. دلايل قطعى عقلى، آيات قرآن و سنت قطعى پيامبر صلى الله عليه و آله منابع اصلى شناخت اولى الامر مىباشد.
[١] - نجم( ٥٣)، آيه ٣٠