در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٠ - فصل اول انسان و نياز او به ارتباط با غيب
طَغَوْا فِي الْبِلادِ* فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ* فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ[١].
«صاحب (بناهايى چون) تيركهاى بلند كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود. و يا ثمود، همانان كه در درّه تخته سنگها را مىبريدند و يا فرعون، صاحب خرگاهها (و بناهاى بلند) همانان كه در شهرها سر به طغيان برداشته و در آنها بسيار تبهكارى كردند (تا آن كه) پروردگارت بر سر آنان تازيانه عذاب را فرو نواخت».
علاوه بر اين، موجود نسبى و نيازمند، براى ترقّى و پيشرفت، بايد كمال خود را از موجود بى نهايت دريافت كند؛ از اين رو، به خاطر وجود پيوند ازلى و محكم و پيوستگى فطرى و ريشه دار، نمىتوان انسان را از عالم پهناور غيب، دور كرد:
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ.[٢]
«پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم، پيش او به سجده درافتيد».
انسان، مخلوقى است كه به غيب نزديك است بلكه بخشى (تكّهاى) از غيب است منْ رُّوحي. قرآن، در فرازى ديگر كه گفتگويى است بين غيب محض- خدا- و انسان، از اين نزديكى و پيوند سخن گفته است:
[١] - فجر( ٨٩): ١٣- ٧.
[٢] - حجر( ١٥): ٢٩.