در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤١ - فصل اول انسان و نياز او به ارتباط با غيب
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ.[١]
«و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذرّيّه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا گواهى داديم تا مبادا در روز قيامت بگوييد: ما از اين [امر] غافل بوديم».
بنابراين، هنگامى كه مىخواهيم انسانى را به باور توحيدى فرا بخوانيم كافى است كه به او يادآورى كنيم. شيوه پيامبران در دعوت به توحيد نيز همان گونه بوده است؛ زيرا انسان با پشتوانه روحى ديرينهاى كه دارد، فطرتاً اين باور را مىپذيرد و از اين روست كه از دشمن مشرك، هيچ بهانهاى- مثلًا غفلت- براى توجيه شرك، پذيرفته نمىشود.
آفرينش انسان به گونهاى است كه نمىتوان او را از عالم غيب، دور كرد؛ چرا كه عالم مادّى و عالم غيب، بهم پيوستهاند و انسان به عنوان عالمى ديگر، با اين دو ارتباط دارد و به طور كلّى، همه مخلوقات با يكديگر در ارتباط هستند.
نوع انسان، استعدادها و تواناييهايى دارد كه مىتواند عناصر غيبى را- كه در او و نيز در هستى به وديعه گذاشته شده است- در
[١] - اعراف( ٧): ١٧٢.