در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٦ - فصل چهارم علم غيب از ديدگاه روان شناسى فلسفى
تحقيق در اين زمينه بر عهده «روان شناسى فلسفى» است نه «روان شناسى تحليلى» كه مكاتب جديد روان شناسى به آن مىپردازند.
فرق حقيقى بين «روان شناسى تحليلى نوين» و «روان شناسى فلسفى»- كه يكى از شاخههاى فلسفه اسلامى به شمار مىرود- اين است كه روان شناسى تحليلى از بحث درباره خود نفس، چشم مىپوشد و مظاهر و تجلّيّات نفس؛ يعنى صفات و افعال آن را بررسى مىكند در حالى كه روان شناسى فلسفى، به اثبات وجود نفس مىپردازد و آن را از نظر كيفيّت پيدايش و حالات باطنى آن، پس از مرگ و نيز حشر و معاد و ديگر مسائل مربوط به آن، بررسى مىكند.
حال ببينيم روان شناسى فلسفى چگونه ما را در اين بحث يارى مىكند؟
١- اوّلين چيزى كه پژوهشهاى اين علم براى نفس انسان اثبات مىكند اين است كه «نفس» از نظر شدّت و ضعف، در تجرّد از مادّه و سير به عالم بالا، داراى مراتب، مقامات و درجات است و كم يا زياد بودن توجّه و التفات نفس، ناشى از اين امر است. از آن جا كه ادراك، مجرّد از مادّه است و از ويژگيهاى نفس انسان به شمار مىرود، بنابراين، بررسى سطح تجرّد ادراك، بيانگر سطح تجرّد نفس است. اين پژوهشها ادراك محسوسات را از پايينترين و