در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٤ - فصل چهارم علم غيب از ديدگاه روان شناسى فلسفى
٥- راههاى اتّصال علمى با واقع عبارتند از:
الف: اتّصال از طريق حواسّى كه به پديدههاى مادّى مربوط مىشوند.
ب: اتّصال از راه عقل كه كار آن، درك كلّيّات است.
ج: ارتباط مستقيم با واقع، بدون واسطه بودن عقل يا حس كه آن را «شناخت شهودى» يا «قلبى» مىنامند.
٦- ارتباط با پديدههاى مجرّد از مادّه و شناخت آنها براى نفس انسان، امرى ممكن و دست يافتنى است؛ زيرا نفس، هم رتبه و هم سطح مجرّدات است و هيچ مانعى آنها را از يكديگر جدا نمىكند؛ چرا كه موانع علم و كشف، يا خارجى هستند و در زمان و مكان- زمكان- كه مختص امور جسمانى هستند، پديدار مىشوند و يا باطنى و معنوى هستند كه در سرگرم شدن (به امور ديگر) و بى توجهى، نمود مىيابند و از آن جا كه ثابت شد نفس و ادراك آن، فراتر از مادّه است، پس مانعهاى زمكانى، به آن مربوط نمىشود بلكه به جنبه جسمانى نفس- كه ارتباطى با علم و كشف واقع ندارد- اختصاص دارد، امّا مانعهاى معنوى مىتوانند بر سر راه نفس قرار گيرند؛ به اين ترتيب كه نفس به ادراكات حواس، مشغول و سرگرم مىشود و به آنها خو مىگيرد و (در نتيجه) از حقايقى كه ماوراى آنها هستند، غفلت مىكند.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: