در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٦ - فصل ششم تاريخچه بحث و گرايشهاى تحليلى آن از ديدگاه اماميه
امّا اگر فرض كنيم كه امام از سرنوشت خويش آگاه نبوده است، در اين صورت قيام، يكى از گزينههاى پيش روى آن حضرت بوده است و فرق بين اين دو فرض، بسيار زياد است.
قبل از اين كه به تاريخچه مسأله و مبانى تحليلى آن بپردازيم، بايد مقدّمهاى را اثبات كنيم كه بحث و جدل در اين زمينه را از ريشه قطع مىكند و آن مقدّمه اين است كه: اگر امامت بر عهده كسى قرار گرفت، آن شخص ناگزير مىبايد شرايط اساسى امامت را داشته باشد و از جمله اين شرايط- از نظر اماميّه- «عصمت» است كه به معناى «خوددارى اختيارى از گناه و سركشى» است.
همچنين امام بايد به جزئيّات و تفاصيل احكام شرعى علم داشته باشد.
با توجّه به اين مقدّمه كسى كه امامت او مسلّم و ثابت و همه شرايط آن را دارا باشد، نمىتوان درباره او تصوّر كرد كه كار حرامى انجام دهد و مثلًا خود را به هلاكت بيفكند- كه قرآن از آن نهى كرده است- و يا دست به كارى بيهوده بزند بلكه بايد كارها و اقدامات او مشروع باشد.
بنابراين، نمىتوان براى انكار علم غيب امام، به حرمت «به هلاكت افكندن خود» يا كارهاى بى فايده استناد كرد؛ زيرا بحث از علم امام به غيب، بعد از قبول امامت او مطرح مىشود و با فرض امامت، امكان انجام حرام منتفى مىشود؛ بدين معنا كه كارى كه امام انجام مىدهد، حلال و مشروع است چه علم غيب بداند يا نداند،