در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٤ - فصل ششم تاريخچه بحث و گرايشهاى تحليلى آن از ديدگاه اماميه
به اين باور اماميّه از چند جهت اعتراض و اشكال شده است كه در اين جا تنها به دو جهت آن مىپردازيم؛ زيرا بحث و جدل در محافل اماميّه اطراف اين دو محور مىچرخد:
اوّل: پيامبر (ص) و امام از غيب آگاه بودند و ناگزير بايد امورى كه به آنها ضرر و آسيب مىرساند، بشناسند و از سويى، عقل و شرع حكم مىكنند كه بايد از آنچه موجب ضرر و زيان مىشود، اجتناب و دورى كرد، در حالى كه مىبينيم پيامبر (ص) و امام به امورى كه موجب زيان و آزار آنان شده گرفتار شدهاند. خود پيامبر (ص) نيز در اين آيه به اين حقيقت تصريح نموده است:
وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.[١]
«و اگر غيب مىدانستم، قطعاً خير بيشترى مىاندوختم و هرگز به من آسيبى نمىرسيد، من جز بيم دهنده و بشارت گر براى گروهى كه ايمان مىآورند، نيستم»
اگر ائمّه علم غيب داشتند به كارهايى كه سرانجام به شهادت، يا فوت، يا آزار آنان مىانجاميد، اقدام نمىكردند؛ مثلًا اميرالمؤمنين (ع) در شبى كه ابن ملجم با شمشير به آن حضرت ضربه زد، به مسجد نمىرفت تا به شهادت برسد و يا امام حسين (ع) به كربلا نمىرفت
[١] - اعراف( ٧): ١٨٨.