در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤١ - ثانيا از راه عقلى
اين كه مثلًا خداوند متعال به بندهاش بگويد: بر تو واجب است عملى را كه انجام و ترك آن براى تو امكانپذير است، انجام بدهى، درست و صحيح است، امّا محال است كه بگويد: بر تو واجب است عملى كه بنا بر مشيّت تكوينى و قضاى حتمى من مسلّماً پديد مىآيد و در تحقّق يافتن آن، هيچ شك و ترديدى وجود ندارد، انجام بدهى، يا ترك كنى؛ زيرا چنين امر، يا نهيى لغو و بى اثر است.
بنابراين، در مواردى كه وقوع و عدم وقوع فعل، امكانپذير است، انسان مىتواند داراى اراده باشد و همچنين مىتواند مقصود، هدفى داشته باشد و براى محقّق ساختن آن، سخت تلاش كند، امّا در مواردى كه يقيناً رخ مىدهد و تغيير و تأخير در آن محال است و قضاى حتمى خداوند به آن تعلّق گرفته است، اراده انسان نمىتواند نقشى داشته باشد.
اراده انسان نمىتواند امرى از اين نوع را كه ناگزير تحقّق مىيابد، طلب كند، يا فرو بگذارد.
از آنچه گذشت روشن مىشود كه:
١- علم خدادادى امام در كارها و تكاليف خاصّ او تأثيرى ندارد، به طور كلّى، هر امر الزامى، از آن جهت كه قضاى حتمى الهى به آن تعلّق گرفته است، هيچ ارتباطى با امر، يا نهى، يا عمل و نيّت انسان ندارد. آرى، چيزى كه متعلّق قضاى حتمى خداوند و مشيّت قطعى اوست، مىتواند مورد رضايت و خشنودى (انسان) قرار گيرد، همان گونه كه سيّد