در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٤ - ١ - نظر شوكانى
امّا گرايش ديگر كه پس از پيامبر، «عصمت» هيچ كس را قبول ندارد، با مسأله عصمت به طور سطحى برخورد نموده است و ريشههاى آن را دنبال نكرده و ابعاد آن را نشناخته است و مثلًا بين مكاشفه، فراست، كرامت و علم حضورى معصوم، خلط كرده و آنها را با هم اشتباه كرده است، از اين رو، مهمترين نظريّات تحليلى آنان درباره اين پديده را بررسى مىكنيم:
١- نظر شوكانى:
او براى اثبات اين مسأله به منابع و شيوههاى نقلى استدلال نموده و پنداشته است كه «علم به غيب» (نوعى) فراست است! و براى نمونه به اين حديث استناد جسته است:
«اتّقوا فراسة المؤمن فإنَّه يرى بنور الله».[١]
«از فراست و زيركى مؤمن بپرهيزيد كه او با نور خدا مىبيند».
او «حذيفة بن يمان» صحابى پيامبر را به عنوان مصداق اين حديث نام مىبرد؛ زيرا او با فراست خود، منافقان را مىشناخت.
امّا واقعيّت اين است كه: «فراست» غير از علمى است كه حذيفه داشت؛ زيرا او علم و شناخت نسبت به منافقان را به خاطر شايستگيهايى كه داشت، از پيامبر دريافت كرده بود، پس اين علم،
[١] - كافى: ١/ ٢١٨ ح ٣.