در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٥٢
اوّلًا: ارتباط با غيب.
ثانياً: شناخت آن به منظور تعامل با آن.
چرا كه محقّق ساختن اهداف الهى، متوقّف بر آگاهى از عالم پهناور «غيب» است، همچنين تعارضى ميان آزادى و اراده انسان و روند هستى كه بر پايه «جبر» استوار است، وجود ندارد؛ زيرا انسان مجهّز به علم است كه به وسيله آن از اسرار هستى و حركت علّى و سرانجام آن آگاه مىشود. اين علم از «عصمت»- كه انسان را از سوء استفاده كردن از اين اسرار، باز مىدارد- جدا نيست؛ زيرا عصمت به اين معناست كه معصوم با اين علم، حقايق اشياء را آن گونه كه هست، به طور واضح و ترديد ناپذير درك كند و آن را در راستاى دين به كار برد.
مقصود از اين علم، علمى نيست كه با تلاش و كوشش قابل اكتساب باشد؛ زيرا چنين علمى، ناقص و محدود است، در حالى كه دين براى اين علم، نقش كامل و مهمّى در نظر گرفته است؛ بنابراين، مقصود «علم حضورى» است كه از سوى خداوند متعال عطا مىشود.
علم امام و علم خداوند، جداى از يكديگرند و با هم فرق دارند؛ زيرا علم خداوند، قديم و عين ذات اوست و قبل از معلومات، وجود داشته است، امّا علم حضورى امام، هيچ يك از اين ويژگيها را ندارد؛ زيرا حادث و غير ذاتى است و بعد از معلومات، پديد آمده است؛