در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٥ - فصل ششم تاريخچه بحث و گرايشهاى تحليلى آن از ديدگاه اماميه
تا كشته شود و خاندان او اسير گردند و دارايى او به غارت رود. همه اين حوادث اگر با علم و آگاهى به آنان رخ داده باشد، از روشنترين مصاديق به هلاكت افكندن خويش است كه خداوند در قرآن كريم از آن نهى فرموده است:
وَلَا تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.[١]
«و خود را با دست خود به هلاكت نيفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد».
اين اشكال از زمانهاى بسيار دور مطرح بوده است به طورى كه حتّى بر خود ائمّه نيز عرضه شده و پس از آن، در قرنهاى بعد، پى در پى درباره آن بحث شده و پاسخهاى متعدّدى به آن داده شده است.
دوّم: اگر فرض كنيم كه يك تكليف و وظيفه پنهان وجود داشته كه امام را با وجود علم به سرنوشت خويش، به در افتادن در هلاكت فرا مىخوانده است، در اين صورت، نهضت امام حسين (ع) به عنوان يكى از امامانى كه علم غيب داشتهاند، اقدامى بيهوده و بى فايده خواهد بود؛ زيرا امام در پيش روى خود، گزينهاى جز حركت به سوى سرنوشت نداشته است.
[١] - بقره( ٢): ١٩٥.