در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٦ - بخش ششم امام على ابن ابى طالب(ع) و علم غيب
«از من بپرسيد، پيش از آن كه مرا نيابيد، به خدا سوگند! نمىپرسيد از گروهى كه صد نفر را گمراه، يا هدايت مىسازد، جز آن كه شما را آگاه مىسازم از آن كسى كه مردم را بدان مىخواند و آنان كه از آنان پيروى مى كنند تا روز قيامت».
در اين هنگام مردى برخاست و گفت: چند تار مو در سر و صورت من وجود دارد؟!
حضرت فرمود: «به خدا سوگند! رسول خدا از آنچه پرسيدى با من سخن گفته بود (بدان كه) بر هر تار مويى از سر تو، فرشتهاى است كه تو را لعن مىكند و بر هر تار مويى از ريش تو، شيطانى است كه تو را تحريك مىكند و در خانه تو كودكى است كه پسر رسول خدا (ص) را خواهد كشت، اگر اثبات جواب سؤال تو (تعداد موها) دشوار نبود، تو را از آن آگاه مىكردم، امّا نشانه آن (علم غيب دانستن من) لعن شدن تو و پسر ملعون تو است كه از آن خبر دادم».
در آن هنگام پسر او كوچك بود و همو بعدها كشتن امام حسين (ع) را به عهده گرفت.[١]
[١] - شرح نهج البلاغه: ٢/ ٤٤٨، و ١/ ٢٠٨ كه اين روايت را از كتاب« الغارات» از ابن هلال ثقفى روايت كرده است. و سنان بن انس نخعى( كه همان كودك مذكور در روايت است) از كسانى بود كه در قتل امام حسين* شركت كرد.( ر. ك به تهذيب التهذيب: ٧/ ٣٣٧؛ كنزالعمّال: ١/ ٢٢٨؛ ينابيع المودّه: ٧٣).