در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٢ - فصل چهارم علم غيب از ديدگاه روان شناسى فلسفى
اين علم از روى اجبار و اكراه به آنان داده نشده بلكه به خاطر اين است كه داراى ويژگيهايى هستند كه آنان را براى رسيدن به درجات و مقامات [بالا] آماده مىكند و همچنين به خاطر شايستگيهايى است كه در اثر [سربلندى در] فتنهها، آزمايشها و رنجهاى بسيار به دست آوردهاند.
امامان، به تنهايى و به طور مستقل، از غيب- كه گذشته و حال و آينده را در بر مىگيرد- آگاهى ندارند بلكه به وسيله وحى الهى كه بر قلب پيامبر (ص) نازل مىشود، يا از راه الهام به خود ايشان، از آن باخبر مىشوند. با دانستن اين نكته، بعيد شمردن و انكار كردن علم غيب امامان، امر بى ارزش و بى اهمّيّت خواهد بود.
پس از آن كه از راه نقلى ثابت شد امامان (عليهم السّلام) به فيض الهى و موهبت او به علم غيب دست يافتهاند، به جنبه فلسفى بحث مىپردازيم. شيوه تحقيق در اين مسأله تنها با اصول عقلى مورد استفاده در برهانهاى فلسفى؛ يعنى اصول بى نياز از دليل (مفاهيم ثانيه فلسفى) صورت مىگيرد؛ مثلًا براى اين كه بدانيم «حقيقت علم» چيست؟ آيا شيئى مادّى و از اعراض جسم انسان است، يا پديدهاى فراتر و برتر از افق مادّه و مجرّد از عالم؟ اگر از ويژگيهاى بُعد غير مادّى انسان است، رابطه آن با او چيست؟ چگونه علم، نقش خود را ايفا مىكند؟ بلكه اصلًا نقش و عملكرد علم چيست و حد و مرز آن كدام است؟ پاسخ همه اين سؤالها را بر طبق گذارههاى يقينى عقلى